محمدصادق نجمى
63
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
كه با نصرت ويارى خداوند ودليل ديگرى بود ، بر حقّانيت نبوّت آن حضرت ، بر ايشان گوشزد نمود ، سپس فرمود : علاوة بر اينها ، شما نبوّت مرا در كتابهاى خود خواندهايد واز علماى خود شنيدهايد ، اگر اسلام را نمىپذيريد لا أقل با مسلمانان عناد ولجاجت نورزيد وخصومت ودشمنى با آنان را كنار بگذاريد . يهوديان در مقابل ارشاد وراهنمايى رسولاللَّه صلى الله عليه وآله ، از روى كينه وعداوت وبا صراحت گفتند : اى محمّد ، تو مىپندارى كه ما هم مانند أقوام وعشيرهء تو ( أهل مكّه ) ضعيف وناتوانيم ؟ گويا پيروزى بر مردمى كه با فنون جنگى كوچكترين آشنايى ندارند ، تو را مغرور ساخته ونيروى ما را دست كم گرفتهاى ؟ ! به خدا سوگند اگر روزى در ميان ما جنگى رخ دهد ، خواهى ديد كه پيروزى از آنِ چه كسى خواهد بود ؟ ! وبدينگونه ، آنان با پيامبر اعلان جنگ كردند ويكى از آنها در روز روشن ودر ميان بازار « بنىقينقاع » زن مسلمانى را مورد اهانت وتحقير قرار داد ويك نفر از مسلمانان براي حمايت از آن زن ، با آن يهودي درگير شد وأو را به قتل رساند . يهوديان نيز آن مسلمان را كشتند . پيامبر كه پيمانشكنى وتحريكات يهوديان را ديد ، به محلّ سكونت آنان حمله برد وپس از پانزده روز كه در محاصرهء مسلمانان بودند ، پيمان مجدّد بستند تا از مدينه وأطراف آن به منطقهء دور دستى كوچ كنند ، وبدينگونه توطئهء « بنىقينقاع » پايان يافت . اين حادثه يكى از حساسترين فرازهاى سال دوم هجرت واز مهمترين حوادث داخلي آن روز براي اسلام ومسلمانان